بهار
بوی شکفتن رسید
منتظران بهار! بوی شکفتن رسید
مژده به گلها برید، یار به گلشن رسید
لمعه مهر ازل، بر در و دیوار تافت
جام تجلی به دست، نور ز ایمن رسید
نامه و پیغام را رسم تکلف نماند
فکر عبارت کراست معنی روشن رسید
زین چمنستان کنون، بستن مژگان خطاست
آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید
بیدل از اسرار عشق، هیچ کس آگاه نیست
گاه گذشتن گذشت، وقت رسیدن رسید
*************
بهار خرم
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار زینت و آرایش عجیب
شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود
گیتی بدیل یافت شباب از پی شبیب
چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد
لشکرش ابر تیره و باد صبا نقیب
خورشید ز ابر تیره دهد روی گاه گاه
چونان حصاری که گذر دارد از رقیب
یک چند، روزگار جهان دردمند بود
به شد که یافت بوی سمن را دوا طبیب
باران مشک بوی ببارد نو به نو
و ز برف برکشید یکی حله قصیب
گنجی که برف پیش همیداشت گل گرفت
هر جویکی که خشک همیبود شد رطیب
لاله میان کشت درخشد همی ز دور
چون پنجه عروس به حنا شد خضیب
بلبل همیبخواند بر شاخسار بید
سار از درخت سرو مر او را شده مجیب
لطفا نظر فراموش نشود

نظرات شما عزیزان: